بچه های شیمی.بهمن 90.حکیم سبزواری
اهل دانشگاهم روزگارم بد نیست تک ژتونی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن پولی…. من تریپی دارم بهتر از هر مانکن جزوه ای پر ز زیراکس دوستان و علومی که در این نزدیکیست لای این واحدها ، پای آن برگ سفید توی پروندهء مشروطی و کسر واحد اهل دانشگاهم پیشه ام الافیست گاهگاهی میروم دانشگاه تا که سیمایم را استاد ببیند به کلاس بلکه غیبت را حاضر بکند که ز آموزش من ، جان سالم ببرم چه خیالی چه خیالی… میدانم
خوب میدانم … غیبتم بسیار است حذف درس و کسریم اجباریست من به مهمانی کسری رفتم من به پشت اندوه من به ایوان هراسانی و خواهش رفتم رفتم از پلهء پاچه خواری بالا تا به کوی استاد تا به هوای نمره و استدعا تا شب حسرت پاس کردن رفتم نمره های اندک استاد در آرزوی لحظه ای آرامش شاگرد در آرزوی نمره ای افزایش یاد هر درد و غم و بی پولی تا که شاید دل استاد به رحم بیاید ای دریغ از یک و نیم نمرهء پر پوچ و بها من دانشجو ام شغل من خوش تیپیست گوشی ام یک نوکیا عینکم آفتابیست در خیالم جریان دارد پول ، جریان دارد کٍیف مد ، از طرز لباسم پیداست چشم ها را باید شست پشت لنز باید برد کار ما نیست شناسایی لنز رنگی کار ما شاید اینست که در افسون عینک ، چهار چشم باشیم پشت کافی نت اردو بزنیم آی دی یک دوست بدوزیم و سر کار برویم چشم بر عینکی باید داشت عینکی آفتابی که در ظهر و غروب آفتاب روی چشم و همه دم بر سر و موی و یقه و جیب کنار شلوار بنهیم و به همه پز بدهیم تیپ ها باید ساخت جور دیگر باید گشت کفش نوک تیز و کتانی ، گهگاه شلوار لی گشاد ، لیزری و هم دمپا دو سه تا سیم کارت و هندز فری و یک همراه بینی عمل شده سر بالا اسم من دانشجو است آیا ؟؟
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
|||
![]() |